مهاجرت به لینوکس

مهاجرت به لینوکس

مقالات/ لینوکس و دنیای آزاد دوشنبه, 19 آبان 1399 مهران زیدی

یکی از موضوعات داغی که همیشه بین کامپیوتری‌ها مورد بحث است، این است که کدام سیستم‌عامل بهتر است؟ البته در مواقع زیادی این بحث تبدیل به یک نزاع می‌شود و در آخر هم هیچ برنده‌ای ندارد.

در این مطلب از جامعه‌ی گیک‌های کامپیوتر می‌خواهم تجربه‌ی شخصی‌ام را در مورد سیستم‌عامل‌های گنو/لینوکسی با شما به اشتراک بگذارم.

حدود دو سال پیش بود که به پیشنهاد یکی از دوستان تصمیم گرفتم قدم در دنیای لینوکس بگذارم. برای فردی همچون من که:

  1. نه طرفدار بازی‌های کامپیوتری بود 
  2. نه هیچ وابستگی‌ای به ویندوز داشت و اکثر اوقات ویندوز برایش اذیت کننده هم بود
  3. و با Dual boot خصومت شخصی داشت

بهترین تصمیم این بود که هرچه زودتر خودش و لپتاپش را از ویندوز راحت کند و شتابان به سمت لینوکس برود!

تصمیم گرفتم با سیستم‌عامل اوبونتو (Ubuntu) شروع کنم. سیستم‌عاملی بسیار معروف که معمولا هر تازه‌کاری از آن شروع می‌کند. به سایت اوبونتو رفتم و اولین چیزی که به آن برخوردم، سبب تشکیل حبابی با محتوای "فرق نسخه‌ی LTS و نسخه‌ی معمولی چیست؟" در بالای سرم شد!

 

مشکلات مهاجرت به لینوکس

 

این سوالی است که تقریبا ذهن هرکسی را که می‌خواهد برای اولین بار اوبونتو را نصب کند، مشغول می‌کند. به سراغ موتور جستجوی گوگل رفتم تا بلکه به جواب سوالم برسم. در نهایت با کلی جستجو تصمیم گرفتم نسخه‌ی LTS یا بطور دقیق‌تر Ubuntu 18.04 LTS را نصب کنم.

هنگام نصب اوبونتو به چیزهایی برمی‌خوردم که منجر به خروج دود از سرم می‌شدند. مثل lvm، پارتیشن‌هایی مثل root، boot ، فایل سیستم‌ها و... .

با وجود تلاش‌های بسیار برای فهم چیزهایی که تابحال با آنها برخورد نکرده بودم، تصمیم گرفتم برای بار اول همه‌چیز را به خود اوبونتو بسپارم و آن را بصورت دستی پارتیشن‌بندی نکنم(البته بعد از دو هفته تصمیم گرفتم مجدداً اوبونتو را نصب کنم و بصورت دستی پارتیشن‌بندی کنم).

بعد از گذر از یکسری مراحل طاقت‌فرسا، مراحل نصب سیستم‌عامل جدیدم در سرپایینی قرار گرفت و با انتخاب یکسری چیز، سیستم‌عامل جدیدم بالا آمد!

اولین باری بود که Gnome را ملاقات می‌کردم. از این حجم از سادگی و روانی آن در عجب بودم. شروع به کندوکاو سیستم‌عاملم کردم و بسیار شیفته‌ی آن شدم. یک‌سری از برنامه‌ها به واسطه‌ی انتخابم هنگام نصب سیستم‌عامل روی آن نصب بود، مثل: LibreOffice، Video player، Music player و از این قبیل برنامه‌ها.

برای نصب برنامه‌هایی که برای کارم به ‌آنها نیاز داشتم تصمیم گرفتم از ترمینال عزیز استفاده کنم، به دو دلیل:

  1. می‌خواستم با این‌کار با دستورات مختلف آشنا شوم.
  2. این‌کار برایم بسیار جالب و هیجان‌انگیز بود.

 

ترمینال لینوکس

 

از اینکه به گنو/لینوکس مهاجرت کرده بودم بسیار خرسند بودم، سادگی، قدرت، و سبکی آن بسیار نظرم را جلب کرده بود.

تقریباً با رضا قدیری عزیز در یک زمان بود که تصمیم گرفتیم به اوبونتو مهاجرت کنیم. او بخاطر بازی‌هایش روی ویندوز کمی دو‌دل بود اما با تعریف‌هایی که از سوی من به‌سویش روانه شدند در نهایت تصمیم گرفت بازی را بیخیال شود و این دنیای جالب بیاید.

داخل پرانتز بگویم که اگر شما هم نگران بازی کردن روی لینوکس هستید، به نفعتان است مطلب خوب بازی روی لینوکس؛ نکاتی برای لینوکس گیمرها را از دست ندهید.

همچنان با اوبونتو 18.04 به زندگی ادامه می‌دادم، تا اینکه نسخه‌ی 20.04 آن منتشر شد و آن را نصب کردم و تا الان در حال استفاده از آن هستم.

اگر ادعا کنم که با اوبونتو به هیچ مشکلی برنخوردم، دروغگویی بیش نیستم! این سیستم‌عامل عزیز هم بارها بنده را اذیت کرد و هم کلافه! خیلی این اتفاق افتاد که هنگام نصب یک برنامه و یا کارهای دیگری به مشکلاتی برخوردم که بخاطر دانش اندکم قادر به حل آنها نبودم و با جستجو و پرسیدن از افراد مختلف، به جوابی نرسیدم(البته به جواب نرسیدنم نیز به دانش اندکم مربوط می‌شد، چراکه گاهی انقدر حرفه‌ای جوابم را می‌دادند که یک کلمه هم متوجه حرفشان نمی‌شدم!).

اما خب برخورد با مشکلات همیشه باعث می‌شود چیزی یاد بگیرید و همین مسئله سبب می‌شود مشکلات کمی قابل هضم شوند.

یکی از دسته گل‌هایی که به آب دادم که جنبه‌ای اخلاقی نیز به‌همراه دارد را می‌خواهم برایتان تعریف کنم. داستان از این قرار است که یک‌بار برای انجام یکی از پروژه‌های دانشگاه با اوبونتو و پایتون به مشکل خوردم و راه‌حلی برای آن پیدا نکردم. چون بسیار عجله داشتم بنظرم بهترین راه این بود که پایتونی که روی سیستمم نصب بود را از بیخ پاک کنم و خودم مجدد آن را نصب کنم. لازم به ذکر است که روی اوبونتو بصورت پیش‌فرض پایتون نصب است. اوبونتوی 18.04 نیز مجهز به دو نسخه‌‌ي 2.7 و 3.6 پایتون بود.

 

لینوکس و پایتون

 

تصمیم داشتم فقط پایتون 3.6 را پاک کنم (که کاش این‌کار را می‌کردم) اما در یک آن فکری از درون ذهنم گذشت که "آن پایتون 2.7 به‌درد نخور را هم پاک کن که فقط فضا اشغال کرده است!"

همانطور که حدس می‌زنید این‌کار را کردم و متوجه شدم که انگار علاوه بر این‌‌که پایتون 2.7 را از بیخ پاک کردم، محیط گرافیکی سیستمم را نیز بطور کامل محو کرده‌ام که در آن شرایط شوک عظیمی برایم بود.

در واقع با پاک کردن پایتون پیش‌فرض روی سیستم‌عامل باعث از بین رفتن یک‌سری از فایلهای مربوط به GDM یا همان Gnome Display Manager شده بودم که خوشبختانه راه‌حل برایش موجود است ولی من وقت زیادی برای تحویل پروژه نداشتم و به ناچار از یک سیستم دیگر استفاده کردم.

بنابراین "کاری به کار پایتون‌های پیش‌فرض" روی اوبونتو نداشته باشید.

برای من تجربه‌ی کاری با سیستم‌عامل‌های لینوکس کرنل خیلی عالی بود و همچنان هم هست. به شخصه هیچ علاقه‌ای ندارم به ویندوز برگردم،  اما بسیار دوست دارم به توزیع‌های دیگر لینوکسی مهاجرت کنم، مدت کمی روی VirtualBox از CentOS استفاده کردم ولی تا الان سیستم‌عامل اصلیم همان اوبونتو بوده است. اما خیلی دوست دارم به توزیع مانجارو مهاجرت کنم که دسکتاپ مورد علاقه‌ام یعنی گنوم را هم دارد.

از لحاظ نرم‌افزاری تابحال کمبودی احساس نکرده‌ام. به عنوان مثال برای کارهایی که در ویندوز با برنامه‌های ‌MS Office انجام می‌دادم، در اوبونتو یا با برنامه‌های ‌LibreOffice انجام می‌دهم و یا از سرویس‌های تحت وب گوگل استفاده می‌کنم.

برای ویرایش عکس‌ها و ویدیوهایی که برای CGC انجام می‌دهم، از ابزارهای قدرتمندی مثل Gimp و Shotcut استفاده می‌کنم.

دو نکته‌ای که بنظرم خیلی اهمیت دارند را باید بگویم:

  1. نباید از هیچ سیستم‌عاملی توقع سیستم‌عامل دیگری را داشته باشید. اگر سیستم‌عامل‌تان را عوض می‌کنید اینطور بپندارید که وارد یک دنیای کاملا جدید خواهید شد.
  2. هر سیستم‌عاملی نقاط قوت و ضعفی دارد و نمی‌توان گفت یک سیستم‌عامل در ابتدا نقطه‌ قوت بوده و سپس دست و پا درآورده است، نه لینوکس کرنل‌ها، نه ویندوز و نه مک.

این را هم بگویم که اگر مراحل نصب اوبونتو برایتان سخت است، در جلسه‌ی لینوکس با تمرکز بر توزیع اوبونتو مفصل در موردش صحبت کرده‌ایم و دیدنش می‌تواند از سردرگمی‌هایتان بکاهد.

در پایان هم پیشنهاد می‌کنم برای یکبار هم که شده به دنیای جذاب گنو/لینوکس مهاجرت کنید و از آن لذت ببرید.

 

مهاجرت کردن به لینوکس


ذخیره مقاله:

اشتراک گذاری:




...

مهران زیدی

هم-بنیان‌گذار و عضو ارشد CGC

Working on ML


مطالب پیشنهادی



              
                 انواع پردازنده
انواع پردازنده(CPU)

اگر به دنبال پردازنده مناسب برای کامپیوتر شخصی خود هستید و نمیتوانید تصمیم بگیرید چه پردازنده‌ای انتخاب کنید چون اطلاعات کافی درباره هر کدام از آنها ندارید این مقاله به شما کمک خواهد کرد تا انتخابی انجام دهید که مورد رضایت شما باشد.


              
                 امنیت شبکه لایه بندی شده
امنیت شبکه لایه بندی شده (قسمت دوم)

پیش از این در مورد امنیت شبکه لایه بندی صحبت کردیم. در این مطلب موارد باقی مانده را ذکر میکنیم و با تکنولوژی‌های IDS و IPS آشنا خواهیم شد. اگر به شبکه علاقه مند هستید این مطلب را پیشنهاد می‌کنیم.


              
                 نرم افزار ادیت عکس
پنج اپلیکیشن کاربردی ادیت و طراحی عکس ساده برای کاربران آماتور

در این مطلب از جامعه گیک‌های کامپیوتر 5 مورد از بهترین اپلیکیشن‌ها و نرم افزارها که برای ادیت تصاویر استفاده می‌شوند را معرفی می‌کنیم.


8 دیدگاه


رضا قدیری

مطلب عالی بود مهران خسته نباشی👌

دوشنبه, 19 آبان 1399

برای ثبت دیدگاه باید ابتدا وارد شوید

مهران زیدی

ممنونم رضا جان، خوشحالم که خوشت اومده.

دوشنبه, 19 آبان 1399

رضا قدیری

یکی از نکاتی که در ابتدا برای من وجود داشت ترس از کار با ترمینال بود و همیشه تا جایی که میشد سعی میکردم از درگیری با ترمینال خودم رو دور نگهدارم. در عین حال از چهار یا پنج سال پیش همیشه دوست داشتم با لینوکس کار کنم و با خودم میگفتم یعنی میشه منم یه روز بتونم راحت با لینوکس کار کنم. و الان مدت هاست دارم بدون هیچ مشکلی این کار رو میکنم😄 به نظرم اگر کسی تازه میخواد وارد دنیای لینوکس بشه اول لازمه که بدونه قرار نیست اتفاق عجیبی بیفته و از چیزی نترسه؛ به مرور همه چیز اوکی میشه..بازم دمت گرم برای مطلب خوبت

دوشنبه, 19 آبان 1399

برای ثبت دیدگاه باید ابتدا وارد شوید

مهران زیدی

دقیقاً، همه چیز به مرور اوکی میشه.

دوشنبه, 19 آبان 1399

مجتبی پشتوان

مطلب بسیار خوب و در عین حال جالبی بود وقتی که داشتم مطلبتون رو میخونم چند تا سوال واسم پیش اومد تو مطلبتون ۴ بار به شکل های مختلف از مشکلات و اذیت کننده بودن ویندوز یاد کردید خیلی کنجکاو شدم که بدونم چه چیزهایی بیشتر تو ویندوز بوده که باعث اذیت شدنتون شده

سه شنبه, 20 آبان 1399

برای ثبت دیدگاه باید ابتدا وارد شوید

مهران زیدی

سلام مجتبی جان، خوشحالم از این بابت که از مطلب خوشت اومده. دلیل سوییچ کردنم به لینوکس فقط این نبود که ویندوز مشکل داره، این بود که از نظر من لینوکس قدرتمندتر از ویندوزه و همچنین خیلی سبکتره، برای بالا اوردن لینوکس به سخت‌افزار چندان بالایی احتیاج ندارید در حالیکه برای ویندوز چنین نیست. از طرفی من نرم‌افزار آزاد رو به نرم‌افزارهای انحصاری ترجیح می‌دم. یکی از دلایلی که جویای دونستنش بودی این بود که بخاطر سیستمی که اون موقع داشتم، سیستم‌عاملم(ویندوز 7) کند عمل می‌کرد و به مرور زمان واقعا اذیت کننده بود. یکی دیگه از چیزهایی که برام اذیت‌کننده بود آپدیت‌های بی‌وقفه‌ی ویندوز بود، که خب اکثر موارد باید انجام بشن چون یک‌سری چیزهایی که ممکنه از لحاظ امنیتی مشکل‌ساز بشن رو فیکس کردن. منظورم از این حرف این نیست که لینوکس کرنل‌ها هیچوقت براشون مشکل امنیتی پیش نمیاد، ولی روی لینوکس کرنل‌ها خیال آدم از این بابت خیلی راحت‌تره. ضمن اینکه اگر هم مشکلی پیش بیاد معمولا بخاطر فلسفه‌اش و آزاد بودنش، خیلی سریع‌تر رفع میشه. همونطور که احتمالأ متوجه شدی، در آخر مطلبم به این موضوع اشاره کردم که از نظر من هر سیستم‌عاملی نقاط ضعف و قوت خودش رو داره و نمیشه صد درصد گفت که یه سیستم‌عامل از اون یکی بهتره. و درنهایت سیستم‌عامل هم یک چیز سلیقه‌ای هستش، که خب از این نظر در حال حاضر سلیقه‌ام لینوکس‌کرنل‌‌ها هستن. اما خب پیشنهاد می‌کنم برای مدت کوتاهی‌ام که شده یه لینوکس کرنل رو تجربه کنی. ;)

سه شنبه, 20 آبان 1399
مجتبی پشتوان

سلام مهران :) آره باید حتماً یه مدت زمانی رو بطور کامل مهاجرت کن روی لینوکس و بعنوان تنها سیستمم ازش استفاده کن هر چند در نهایت من ترجیح شخصیم Dual Boot خواهد بود چون برای انجام دادن یکسری از کارهایم به هر دو سیستم عامل نیاز دارم، همونطور که گفتی هر کدوم از سیستم عامل ها مزیت ها و معایب خودشن رو دارند از مطلب خوبت و به اشتراک گذاشتن تجربه‌هات خیلی ممنونم. واقعاً خیلی مفید هستن به ویژه اون پایتون ۲.۷ 😂🤦🏻‍♂️

سه شنبه, 20 آبان 1399
مهران زیدی

خوشحالم که برات مفید بوده ;) ممنون از تو

سه شنبه, 20 آبان 1399


ارسال دیدگاه

برای ثبت دیدگاه باید ابتدا وارد شوید